پارت سی و دوم :

-قضیه‌ش از این قراره که چند سال پیش، وقتی بیست و سه، بیست و چهار سالش بوده یه شب سر اینکه با تور بره شمال یا نه دعواش می‌شه و توی اوج بحث افرا به مادرش می‌گه یا خودشو از این زندگی کوفتی خلاص می‌کنه یا اونو. صبح که بیدار می‌شه، همین که برای خوردن صبحو ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.